تبليغاتX
سهیل تنها




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





گفتمش دل مي خري؟

 

گفتمش دل مي خري؟

 پرسيد: چند؟

 گفتمش دل مال تو...

تنها بخند...

 خنده کردُ دل زدستانم ربود...

تا به خود باز آمدم او رفته بود...

دل زدستش روي خاک افتاده بود...

جاي پايش روي دل جا مانده بود

 


[+] نوشته شده توسط سهیل در 22:17 | |







بی تو

The image “http://i15.tinypic.com/54ef5fq.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟

هستی من از تو مانده یادگار،

من به پای خود به دامت آمدم ،

من مگر زدست خود کنم فرار!

تا لبم، دگر نفس نمی رسد،

ناله ام به گوش کس نمی رسد،

می رسی به کام دل که بشنوی:

ناله ای ازین قفس نمی رسد...!

 


[+] نوشته شده توسط سهیل در 19:25 | |







عشق بی پایان

 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد

 و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه

تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "

پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :

او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او

می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !

يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .

پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی

مرا هم نمی شناسد !

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف

صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

 


[+] نوشته شده توسط سهیل در 13:1 | |







 

اینم یه اهنگ برا دل شکسته ها

نظر یادتون نره


[+] نوشته شده توسط سهیل در 20:51 | |







for my best

for my best

 

اگر از دریاهای دور به جزیره تنهایی من باز ایی

ساعت و قطب نما را در پایت خواهم شکست

و زورق نمناک تو را با هیزم پاروها

به اتش خواهم کشید

وقتی چشمان مرطوب تو یاد علفهای باران خورده ی ماه اردیبهشت را

در خاطرم زنده میکند

با تو خواهم گفت:

عشق چیزی است به عظمت ستاره

در سالهای پیش از نجوم

 


[+] نوشته شده توسط سهیل در 18:46 | |







باید فراموشت کنم

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

 


[+] نوشته شده توسط سهیل در 18:17 | |







چقدر دوست داشتم ديگران حرفهايم را بفهمند

 

چقدر دوست داشتم ديگران حرفهايم را بفهمند

 چقدردوست داشتم نگاه ام را درک کنند

. چقدر دلم مي خواست

يک نفر بگوييد چرا لبخند هاي تو اينقدر بي رنگ است. اما کسي نبود....؟؟

 هميشه من بودم و تنهاييم و

دفتري پر از شعر ؛ آري با شما هستم شما دوستاني که بي تفاوت از کنارم مي گذشتيد

 و حتي يکبار هم

نپرسيديد که چرا چشمهاي تو باراني است .

 شما بي رحمانه لبخند هاي ساده ام را سوزانديد و نگاههاي

 بي ريايم


[+] نوشته شده توسط سهیل در 10:36 | |







یادته؟

اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟

 من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم ...

من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني

 ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم

 و تو هم از غصه دور خودت پيله بستي...

حالا دومين باره که عاشقت شدم

 اما من هنوز يه کرم سيب هستم و تو يه پروانه خوشگل

تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيب هايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده ...

از هر چي سيبه منتنفرم


[+] نوشته شده توسط سهیل در 10:30 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com