|
دوست دارم مثل یک تکه ابر بهاری بر کویر خشک صورتم هم چنان تند ببارم
تا از رگبار چشمانم خون جاری شود.
دوست دارم اسم زیبای تو را با تمام وجود بر قطعه قطعه ي وجودم هک کنم .
دوست دارم آواز خوش عشق را در گوش دلت فریاد زنم.
دوست دارم آنقدر بگویم دوستت دارم تا بی جان بر روی دستانت بیفتم
و تو همچون همیشه مهربان وعاشقانه مرا در آغوش گرمت بفشاری وکمکم کنی
جانی در من بدمی تا من هم بتوانم
کمی با انگشتان کم توانم صورت همچون ابریشمت را لمس کنم بتوانم
موهای زرینت را نوازش کنم وآهسته و شمرده بگویم تا همیشه در یادت بماند
برستویی کوچ نشین به سرزمین قلبت مها جرت کرده قبولش کن .
بگذار تا آنجا که توان دارد بگوید : دوستت دارم.
(ساده می گویم دوستت دارم تا به وسعت عشقم بی ببری)
ای دل بی کسم
|